سلام دوستای قشنگم..نماز روزه هاتون قبول باشه.
دیروز روز قشنگی بود.من صبح اداره نرفتم.یعنی یه اداره دیگه میخواستم برم و یه خاطر همین می تونستم اداره خودمون نیام.صبح بعد اینکه کارمو انجام دادم پیاده رفتم خونه مامانمینا یه عالمه تو کوچه های بچه گیام قدم زدم ویاد خاطرات گذشته کردم.با اینکه خونه جدیدمونم تو یه منطقه خوبه اما من همیشه محله بچه گیامو بیشتر دوست دارم.چون برام پر از خاطره است.وقتی رسیدم خونه مامانم یه عالمه با مامانو وخواهری گفتیم وخندیدیم .مامان برام ماهی کولی درست کرد که برا افطار ببرم خونمون.خیلی خوشمزه بود.
همسری هم از سرکار حدودای ساعت 2 اومد دنبالم و رفتیم خونه.قرار بود بعداز ظهر بریم بیرون خرید کنیم اما همچین خوابمون برده بود که وقتی پاشدیم دیدیم دم افطاره.سریع کتری رو گذاشتم و سفره ی افطارو پهن کردم.همسری با دیدن سفره کلی ذوق کرد.اخه من همیشه سعی می کنم نهایت سلیقه و ذوقو تو سفر های افطار به کار ببرم.چون این سفره حرمت خیلی زیادی برام داره.سریال شبکه 3 هم امسال قشنگه و ما بعد اذان شبکه خودمون سریع کانالو عوض می کنیم.خیلی این لحظه ها رو دوست دارم..
بعد افطار و دیدن سریال حاضر شدیم رفتیم بیرون .یه سری خرید داشتیم .بعد افطار چون خیابونا خلوت می شه خرید کردن کیف می ده.
بعدش بستنی کیلویی زعفرانی وتوت فرنگی گرفتیم ورفتیم خونه مامانمینا واونجا لحظات خوبی رو گذروندیم.
شبم بعد برگشتن برا سحری مرغ بار گذاشتم(به قول قدیمی ها) ووقتی پخت خوابیدیم.
سلام دوستای مهربونم
نماز وروزه هاتون قبول.شروع ماه پربرکت رمضون مبارک و.............
از امروز صبح همون ساعت 7:30میام مرکز اما به جای 2 ساعت 12:30 برمی گردم.به قول الهه هورا...
امروز اولین سحری زندگی مشترکمونو خوردیم.صبح ساعت 4 خواهری بیدارمون کرد.من زودتر از همسری بیدار شدم و غذا رو گرم کردم..سحری قرمه سبزی با سالاد داشتیم.
خیلی لحظات باصفایی بود. من دعای سحر رو خیلی دوست دارم .بعد اذان نمازمونو خوندیم و بعد خوابیدیم.
احساس می کنم که ماه رمضون امسال خیلی برکت داره..البته هرسال همین طور بوده اما امسال حسای خوب بیشتری دارم.
اولین افطاری رو امروز خونه مامانم هستیم.آخ جون.. پشمک و نون چایی و زولبیا و...آخ که چه قدر دلم هواشونو کرده..
پ ن مخصوص:این گلارو تقدیم می کنم به خواهری کوچیکم که خیلی دوسش دارم



سلام دوست جونا//خوبین؟خوشین؟سلامتین؟دماغتون چاغه؟//
این روزای گرم مردادماهم دارن کم کم تموم می شن و جاشونو به روزای شهریور ماه وماه مبارک رمضون می دن..از بچگی هیچ وقت مردادو دوست نداشتم.انگار روزاش کش میان.خیلی دیر تموم می شه.الان بی صبرانه منتظر پائیزم.ماهه تولدم و سالگرد ازدواجمون
این روزا ما بیشتر مشغول رفتن به مهمانی های مختلفیم. دیشبم خاله همسری که من خیلی دوسش دارم شام دعوتمون کرده بود.واقعا دستپختش حرف نداره.مرغ محلی شکم پر درست کرده بودتوشو با گردو وآلوچه ورب انار ورب آلوچه وزرشکو و.چندتاچیزه دیگه پر کرده بود وما هرچه قدر می خوردیم سیر نمی شدیم.خیلی خوشمزه شده بود.ما هم دستور پختشو نوشتیم .غذاهای دیگه ای هم درست کرده بود اما مرغش یه چیزه دیگه بود.
برنامه ماه رمضونم تا حالا این جوریه.جمعه اول افطاری بابابزرگمه.جمعه دوم افطاری مامانمینا.جمعه سوم افطاریه خواهری اینا وهفته آخرم افطاری خودمونه.ما همیشه قبل شروع ماه رمضون برنامه فامیلامون مشخص میشه.احتمالا افطاری های دیگه ای هم باشن.من عاشق افطاری رفتنم.خیلی باصفا میشه..تازه ماه رمضون امسالو خیلی بیشتر دوست دارم.چون علاوه بر برکات معنویش یه ساعت دیرتر میام سرکار ویه ساعتم زودتر تعطیل می شیم
.
دیروز تو مرکز یه مشکل کاری برام پیش اومده بود و یهو تصمیم گرفتم که یه فال حافظ بگیرم..دقیقا وقت اذان بود.با تمام وجود نیت کردم و باصدای الله اکبر که از مسجد می اومدمنم فالمو گرفتم ..
الا ای دولتی طالع که قدر وقت می دانی گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش
و معنیشم اینجور نوشته بود:بدانکه کامیاب خواهی بود به شرط آنکه از ناملایمات ناامید نشوی..باید سعی وتلاش خود را بیشتر کنی..خدایا امیدم فقط به خودته وبس..
بچه ها یه بستنی فروشی باحال کنار خونمونه که بستنی هاش حرف نداره.پریروز با همسری رفتیم بستنی ایتالیایی شو خوردیم.جاتون خالی خیلی خوشمزه بود
.

قالب جدید وبلاگمو خیلی دوست دارم و احتمالا دیگه عوضش نکنم.
سلام دوستای خوبم
امروز اومدم تا یه چیزی رو بگم
یکی اینکه من یهو نوشتنم میاد و نمی تونم تندتند آپ کنم خوب من این طوریم دیگه
.طی وبلاگ نویسی هم یه سری دوست خیلی خوب پیدا کردم که اخلاقاشونو شبیه خودم می بینم و خیلی چیزا هم با خوندن وبلاگاشون یاد می گیرم.حتی از کامتای بچه ها هم خیلی نکته ها یاد گرفتم.
دیگه اینکه همیشه دوست دارم وقایع رو کلی بنویسم .
ودر آخر اینکه می دونم که خیلی ها به پستای خیلی خصوصیشون رمز می دن اما من دوست دارم که به همه پستام رمز بدم.حتی پستای خیلی معمولی .چون اینجا برای من یه دفترچه خاطرات دوست داشتنیه که دلم میخوادفقط دوستای مهربونم که باهاشون اشنا هستم واردش بشن.
همینا دیگه.کاملا حرفام صادقانه بود

سلام دوستای گلم
